دو سال است که کیهان تقریباً تمام خبرهای ویژهاش را با لینکهای ما پر میکند. همین کیهانی که تا پیارسال برای اینکه قادر به نوشتن یک خط بر علیه ما باشد مجبور بود برود دهتا پیام فضلینژاد به توبه بیندازد. واقعاً تا وقتیکه سایتها و وبلاگهای ما هست اینها چرا باید برای زدن ما سراغ جای دیگری بروند؟ ما طی یک قرار ناگداشته هر روز در کار همدیگر بیشتر سرک میکشیم و صد البته هم که به محض رسیدن به هر نکتهای فوراً باید درباره همدیگر افشاگری کنیم. از نظر ما همهی ما خائن هستند. اگر خائن نبودند از موسوی با آن سابقهی پلیدش در نظام طرفداری نمیکردند. اگر خائن نبودند از کروبی با آنهمه خدمت به جمهوری اسلامی طرفداری نمیکردند. اگر خائن نبودند از بنیصدر که اولین رئیس جمهور همین نظام بود طرفداری نمیکردند. اگر خائن نبودند از رضا پهلوی با آن دماغش طرفداری نمیکردند. وایسا ببینم دیگر کی مانده که خائن باشد؟ ..... هیچکی، همینها بودند فقط که خود و تمام طرفدارانشان خائن هستند. بقیه هم دیگر هیچکسی نمانده چون همه در هر حال بیشتر یا کمتر طرفدار یکی از اینها هستند. پس ما یک عده آدم هستیم که همهمان با جمهوری اسلامی مشکل داریم و همزمان همهمان هم بدلیل خدمت به جمهوری اسلامی خائن هستیم. خوشبختانه ما بعد از دو سال از مرحلهی شناسائی خائنها با موفقیت عبور کردیم!
کار شناسائی خائنها که تمام شد میرسیم به اینکه مردم داخل ایران هم خائن هستند چون دو سال است در هیچ تظاهراتی شرکت نکردهاند. از جمع نیروهای داخل هم تمام اصلاح طلبها بدلائل مشخصی خائن هستند. کسانی که اصلاح طلب نیستند هم خائن هستند، اگر نبودند جزو یکی از ماها بودند. خب پس شکر خدا ما تعدادی خائن دیگر هم پیدا کردیم. میرسیم به سایتها و شبکههای اجتماعی. تمام اعضاء فیسبوک خائن هستند چون از تغییر جمهوری اسلامی حمایت نمیکنند ولی تا یکنفر شلوارش را دربیاورد همهشان حمایت میکنند. تمام اعضاء فرند فید خائن هستند چون در آنجا گاوبندی میکنند که در بالاترین از خیانتهای همدیگر حمایت بکنند. راستی گفتم بالاترین ... واااای ... اصلاً یادم نبود که بالاترین خیلی بیشتر از همه خائن است چون چیزهائی که «ما» در آن درج میکنیم جمهوری اسلامی خیلی از آن استفاده میکند و مدیران سایت هم اصلاً جلوی این فجایع را نمیگیرند.
کار شناخت محل تجمع خائنها هم که تمام شد میرسیم به پروندهی برخی افراد: نیک آهنگ کوثر خائن است چون ده سال است که از اصلاح طلبها بدش میآمده ولی حالا هم که خود ما هر روز به اصلاح طلبها فحش میدهیم بدش میآید. او اخیراً بطرز مشهودی از رضا پهلوی که قبلاً بدش میآمده خوشش میآید. خودش هم هی میخواهد این قضیه را رفع و رجوع بکند میزند خرابترش میکند. از نظر من نیک آهنگ و رضا پهلوی بخاطر مواضع مشترکی که علیه اصلاحطلبها دارند با هم به یک توافق ناگفته رسیدهاند ولی در بین ما چون این خیلی غیر طبیعی است که دو نفر که نسبت به یک مسئله موضع مشترکی دارند بجای اینکه بزنند خشتک همدیگر را دربیاورند با هم دوست بشوند، برای همین جفتشان خائن هستند. واقعاً هرگز بین هیچ دو نفری از ما اتفاق نیفتاده که چون با جمهوری اسلامی مشکل داریم پس لااقل با همدیگر دوست بشویم، بلکه ما عین همین الآن بدلیل وجه اشتراکهای بسیار زیادمان باید بزنیم خشتک همدیگر را دربیاوریم.
به نظر من اینترنت خیلی چیز خوبی است چون باعث میشود که ما بخواهیم راهی را که باید سی ساله رفت سه دقیقهای برویم. همین اینترنت هر وقت که باعث شد تمام حرفها و نظرها «بدون تصمیمگیری ما درباره خیانت کسی» منتشر بشود چیز خیلی بهتری میشود. هر وقت هم که به هدف مشترکمان رسیدیم و جمهوری اسلامی رفت تو قفس حسنی مبارک، مردم پای صندوق رأی آزاد، از مجموع حرفهای گفته شده خودشان خیلی خوب میدانند که کی خیانت کرده نباید رأی بیاورد... آنموقع و در شرایطی که هدف مشترک ما و خیلیهای دیگر، دیگر وجود ندارد، نیکآهنگ هم شاید بدون نیاز به نبش قبر وبلاگش در مورد پرویز ثابتی به نتایج جدیدی که ما خوشمان میآید رسید و در همین خودنویس منتشر کرد. در حال حاضر چون جمهوری اسلامی هنوز سر کار است، بنده با ایشان تماس گرفتم، جواب «خیر» بود!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر