در شرایطی که به خاطر فضای امنیتی، گروههای تخصصی و مستقل امکان نظرسنجی ندارد، رسیدن به آمارهای دقیق در باره نگاه سیاسی شهروندان به حکومت و حتی میزان دقیق رایدهندگاه غیر ممکن است. دکتر حسین قاضیان، کارشناس نظرسنجی میگوید: «چگونه ممکن است هیچ چشمی شما را نبیند، آن هم در وضع فعلی امنیتی؟ و اگر شما بدون داشتن این امکانات درصد دقیقی اعلام کنید، باید پرسید که چگونه به این نتیجه رسیدهاید؟».
کارشناسان سیاسی و تحلیلگران رسانهای در محدودههای زمانی پیش از انتخابات برای اثبات دلایل خود معمولا از آمارهایی استفاده میکنند که ممکن است برای مخاطبان سوال برانگیز باشند. گروههای مختلف نیز گاه از آمارهای حاصل از نظرسنجیهایی که به روشهای مختلف انجام شده، برای نشان دادن موقعیت نامزد مورد حمایت خود استفاده میکنند. اما سوالی که همیشه باقی است، درستی و صحت نظرسنجیهاست.
با کنارهگیری بخشی از نیروهای سیاسی از فعالیتهای انتخاباتی در ایران، بسیاری بر این گماناند که این مساله چه تاثیری بر تعداد رای دهندگان در انتخابات مجلس خواهد گذاشت؟ در سالهای مختلف، برخی نظرسنجیها را به خاطر دور بودن از واقعیتهای اجتماعی و نظر مردم، «نظرسازی» نام نهادهاند. در سال ۱۳۷۶، یک نظرسنجی منتشر شده در مطبوعات ایران، بختی بسیار اندک برای ریاست جمهوری سید محمد خاتمی قائل بود. مجری، موسسه «کلک» بود که گفته میشود زیر نظر وزارت اطلاعات کار میکرد.
انتخابات مجلس نهم در موقعیتی برگزار میشود که مشارکت سیاسی اصلاحطلبان حداقلی است و بسیاری از رایدهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ممکن است در اعتراض به نتایج اعلام شده و یا حبس دو تن از نامزدهای ریاست جمهوری، توجیهی برای حضور بر سر صندوقهای رای نداشته باشند. برخی صاحبنظران معتقدند که به خاطر کاهش شدید مقبولیت حاکمیت، رای دهندگان فراتر از ۳۰٪ دارندگان حق رای فراتر نخواهد رفت.
اما پرسش اینجاست که آیا میتوان در شرایطی که امکان نظرسنجی گسترده وجود ندارد، پیشبینی کرد که اولا، حامیان نظام جمهوری اسلامی چند درصد هستند و ثانیا میزان مشارکت در انتخابات چقدر خواهد بود؟

دکتر حسین قاضیان، محقق علوم اجتماعی و متخصص نظرسنجی که اینک یک دوره تحقیقی در دانشگاه سیراکیوز ایالت نیویورک را میگذراند، در پاسخ به این سوال میگوید «در شرایط سیاسی – امنیتی فعلی، افراد یا موسسات بی طرف و مقید به کار علمی هم قادر به انجام نظرسنحی نیستند، چه رسد به مخالفان.» قاضیان میگوید: «وقتی نظرسنجی انجام میشود، یا باید توسط موسسات یا افرادی انجام شده باشد که اعتبارش مورد قبول باشد و شما با اتکا به اعتبار از قبل به دست آمده آن موسسه یا افراد نیاز نداشته باشید که پشت صحنه کار تحقیق (یعنی نمونه گیری، پرسش نامه، مصاحبه و کنترل) را ببینید یا اگر توسط افراد یا موسسه هایی انجام شده که اعتبارشان معلوم نیست باید برای شما امکان دسترسی به اطلاعات پشت صحنه نظرسنجی وجود داشته باشد تا بتوانید ارزیابی دقیقی از میزان صحت یافتهها به دست بدهید. اگر چنین اطلاعاتی نداشته باشید، سخت بشود گفت که کار تا چه حد قابل اعتماد است. در این حالت صرفا باید از روی داده ها نظرسنجی را ارزیابی کرد که کار سختی است یا بر مبنای شهود اجتماعی حرف زد که دیگر ارزش علمی ندارد.»
این کارشناس نظرسنجی در باره ارائه آمار دقیق در باره حامیان نظام جمهوری اسلامی و اینکه کسی مثلا رقمی را با نیم درصد دقت بیان کند، میگوید: «اگر کسی از این ارقام دقیق در سطح ملی با من حرف بزند، من خواهم گفت که الان نظرسنجی در سطح ملی، آن هم در باره چنین سوال حساسی، غیر ممکن است و نمیتوان چنین کاری انجام داد مگر به دست خود سازمان های دولتی یا با حمایت آن هاو تازه آن وقت اگر جواب ها مطابق میل سیاست های تبلیغی نظام حاکم نباشد این سوال پیش می آید که چرا و چگونه نتایج منتشر شده است. بنابراین اگر نیروی مستقل یا مخالفی خواسته باشد این کار را در سطح ملی انجام دهد یا باید الان در گوشه زندان باشد یا کشته در میدان. نظرسنجی در سطح ملی یک عملیات میدانی با لجستیک فراوان و غیرقابل پنهان کردن است. تازه سایر جنبه ها به جای خود. مثلا فرض کنید شما به هزار حیله ناممکن از تور امنیتی حکومت را هم پاره کردید، آیا مردم در شرایط کنونی به سوالی با این اندازه از حساسیت سیاسی و امنیتی پاسخ درستی می دهند؟ من بعید می دانم. اگر کسی ادعایی خلاف این دارد باید نشان بدهد چگونه این کاراها انجام شده. یعنی پشت صحنه کارش را آشکار کند والا هر کسی می تواند از جیب ذهنیاتش عددهای دیگری درآورد و روی میز بگذارد.»
قاضیان که از جمله به خاطر انجام نظرسنجی برای موسسات گالوپ و زاگبی محاکمه و زندانی شد، میگوید که حتی با وجود آزادی عمل نسبی در دوران خاتمی، به خاطر نظرسنجی چند بار به دادگاه رفته و تعدادی از پرسشگرانی که با او همکاری میکردهاند در همان دوره از سوی بسیج، نیروی انتظامی و وزارت کشور دستگیر شده بودند، حتی کاری که گاه برای دولت انجام میشده است.
انجام نظرسنجی و رسیدن به پاسخ بدون بررسی نظرات شهروندان در نقاط مختلف هیچ کشوری امکانپذیر نیست. در ایالات متحده آمریکا، موسسات معتبری چون «گالوپ» و «زاگبی» دائما در حال نظرسنجی و آمارگیری از مردم در ارتباط با دولت، کنگره، بیکاری، لوایح طرح شده در کنگره و سنا و نیز میزان محبوبیت مقامهای کشور هستند. در سالهایی که رقابتهای انتخاباتی موضوع اصلی نظرسنجیهاست، پیشبینیها در روزهای مختلف یکسان نیست و گاه ممکن است چند ماه قبل از انتخابات، کاندیداها در موقعیتهای مختلفی قرار بگیرند. به عنوان مثال باراک اوباما در اوخر تابستان سال ۲۰۰۸ و بعد از اعلام سارا پیلین به عنوان نامزد معاون اولی جان مککین، موقعیت پیشین خود در نظرسنجیها را از دست داد و مککین از او پیشی گرفت، اما تا روز انتخابات در ۴ نوامبر، روند نظرسنجیها تدریجا تغییر کرد و در روز انتخابات و بر اساس نظرسنجیها، اکثر مردم منتظر انتخاب باراک اوباما بودند.
در ایران اما به خاطر محدودیتهای موجود عملا امکان انجام یک نظرسنجی گسترده با ازادی عمل کامل وجود ندارد. قاضیان میگوید: «وقتی می خواهیم از نظر مردم ایران به شکل علمی حرف بزنیم ناچاریم که در نمونه گیری را در سطح ملی انجام دهیم کار را هم در سطح ملی پیش ببریم. این ساده نیست. این کار ارتباطات و رفتآمد و شبکه میخواهد. چگونه ممکن است هیچ چشمی شما را نبیند، آن هم در وضع فعلی امنیتی؟ و اگر شما بدون داشتن این امکانات درصد دقیقی اعلام کنید، باید پرسید که چگونه به این نتیجه رسیدهاید؟».
قاضیان در باره نکاتی که باید در انجام یک نظرسنبجی جدی گرفته شود میگوید: «نمونهگیری اهمیت زیادی دارد، چون نمونه شما باید "مشت نمونه خروار" باشد و بتوانید نظر یک جمعیت کوچک را به کل جمعیت تعمیم بدهید. اگر طرح و اجرای نمونهگیری درست نباشد، کارتان اشتباه خواهد بود. هر چقدر نمونهتان بزرگتر باشد، میزان خطایتان بیشتر است. و البته شیوه یا طرح نمونهگیری با میزان تعداد نمونهها فرق دارد. دوم اینکه باید پرسشنامه درستی طرح کرده باشید و مادام که پرسشنامه درستی ندارید، نمیتوانید به جواب برسید. پرسشنامه درست، ساختار نسبتا پیچیدهای دارد که به روانشناسی اجتماعی مردم، به روانشناسی اجتماعی زبانی که مردم استفاده میکنند و مانند اینها ارتباط دارد وهمینطور موقعیت اجتماعی خاص آن دوره زمانی انجام نظرسنجی. به عنوان مثال، برای رسیدن به نظر مردم در باره یک کاندیدا ممکن بود گاهی از قیمت مرغ شروع کنیم. هیچوقت نمیتوانید با یک پرسش و دو پرسش به جواب برسید. به یک پرسش نامه ساخت یافته نیاز دارید. مساله مهم دیگر این است که آیا فرد پاسخ دهنده در شرایط پاسخ هست یا نه؟ مثلا اگر در یک کار سطح ملی از طرفی که در روستای کلخور علیا جزو نمونه شما قرار گرفته بپرسید به جبهه پایداری رای می دهید یا جبهه متحد مثل این است که از او بپرسید یاجوج و ماجوج مرد بودند یا جورج کلونی زن. یعنی برای این فرد، این سوالات به همان اندازه مغشوش است چون در فضای پرسش نیست. مساله مهم دیگر، آموزش پرسشگران است. ما پرسشگران را آموزش میدادیم که پرسشها را "اجرا" کنند نه اینکه بخوانند، مثل هنرپیشه تاتر که دیالوگش را حفظ کرده، به روی صحنه میرود و اجرا میکند. یعنی در نحوه حرکت بدن، نحوه زمانبندی، توقفها، تشدیدها، تاکیدها، کجا صدا را بالا ببرد و پایین بیاورد...همه اینها را باید به پرسشگر آموزش داد، و بعد نهایتا باید بتوانید کل روند را کنترل کنید. مشخص باشد که پرسشگر به سراغ همان نمونههایی که برای نمونهگیری تعیین شده رفته، آیا از همان فرد معین، سوالهای تعیین شده را پرسیده، و به همان شیوهای پرسیده که شما خواستهاید، آیا نتایجش با بقیه پرسشگرها به نحو قابل توجهی تفاوت ندارد، و الی آخر. اگر نتوانید کنترل کنید، از نظرسنجی شما چیزی در نمیآید.»
با توجه به حساسیتهای و دقتهای لازم برای انجام یک نظرسنجی نسبتا صحیح و دقیق، به نظر میرسد که اعلام نظر قطعی در مورد میزان طرفداران حاکمیت یا مخالفان رژیم با دقت زیاد غیر ممکن باشد. همچنین نمیتوان به درصد نسبتا دقیقی از شرکت کنندگان در انتخابات بدون انجام نظرسنجیهای مداوم و در شرایط آزاد و نیز بدون توجه به نکات چهارگانهای که دکتر حسین قاضیان بیان میکند دست یافت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر