آیا به واقع فکرتان عوض شده یا این نیز بازی دیگری است از سوی آخوندها برای باقی عمر تباه شده مان؟!
طرح دروازه بهشت اثر آقای میر حسین موسوی
نمیدانم مراسم امروز را دیدید یا نه؟ مراسمی که تصویر مقوایی امام را از هواپیما پیاده کردند و سوار بلیزر کذایی کردند و .. خلاصه کلی خرج کردند . سنگ تمام گذاشتند. چقدر مأمور خوش لباس و درجه و... دستشان درد نکند. هم اکنون که این نامه را برای شما مینویسم مطمئنم مأمورانی که مراسم (امام مقوایی گردانی) را برگزار کردهاند در خانههایشان هستند و استراحت میکنند و تصویر مقوایی امام هم لابد به صورت افقی در لابه لای پرچم ها و پلاکاردها گذاشتهاند و او به (هیچی) فکر میکند
آقای موسوی من بچه پایین شهر تهران هستم و پدرم یک کارگر بود، تمام دوران کودکی و نوجوانی من با ترس، احساس گناه و صف ایستادن و حسرت گذشت. ...
آقای موسوی همه نوروزهای من درست در لحظه تحویل سال نو با دیدن تصاویر جزغاله شدهی خلبانان آمریکایی که در طبس سوخته بودند با تصویر قحطی زدگان آفریقا و جنایات صدام و هر چه تصویر هولناک و زشت و پلشت از تلوزیون گذشت.
همه دوران نوجوانیم با صدای نوحه و ناله و دعای کمیل های پر سوز و گداز، توبهی نصوح و فضیلتهای نماز شب و هفته ای یکبار در قبر خوابیدن و دعاهای عربی را از ته حلق قرائت کردن گذشت.
آقای موسوی همه دوران نوجوانی و جوانی من با دروغهای شاخدار راجع به پهلوی و تنفر از این و آن آرزوی مرگ و نابودی برای دهها کشور جهان گذشت.
آقای موسوی آن سالها شما زندان نبودی، محبوب امام بودی، ما شعار میدادیم، فریاد میزدیم طوریکه صدایمان به آمریکا برسد، آرزوی شهادت داشتیم، اعدام میشدیم، مجروح جنگی (جانباز) میشدیم. هر روز از عمر خود میکاهیدیم و بر عمر امام می افزودیم. در خیابان کتک می خوردیم. گرسنه بودیم. کتاب درسی نداشتیم. موهایمان را چهار راه می تراشیدند. غرب در تباهی غوطه ور بود وخلاصه ما دروسط بهشت بودیم ...
بسیاری از هنرمندان به ویژه آنان که به باور های مذهبی پایبند هستند تصویری از بهشت را در اوج توان خویش در ارائه زیبایی، به زبان هنر خلق کردهاند و یا قدر مطلق در بازآفرینی آرمان شهر (اتوپیا ) یا (مدینه فاضله) آن را به نمایش گذاشتهاند. آقای میر حسین موسوی در دوران پس از نخست وزیری از دنیای سیاست - تقریبا - فاصله گرفت و به دنیای هنر رو آورد. ایشان که یک مهندس معماری بودند طراح ساختمان و بنیانگذار فرهنگستان هنر شدند و سالها ریاست آن را نیز بر عهده گرفتند. و اثری با عنوان دروازه بهشت در حیاط میانی آن ساختهاند.
نگاهی به طرح (دروازه بهشت) اثر آقای میر حسین موسوی که در حیاط ساختمان فرهنگستان هنر میباشد .
آقای موسوی امروز شامگاه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ است می دانم که این نامه هرگز به دستت نخواهد رسید، میدانم که هم اکنون نزدیک به یک سال است که در یکی از بهترین غرفههای بهشت هستید. همان بهشتی که شما یک نمونه از دروازه آن بهشت را در فرهنگستان هنرتان درست کردید. همان بهشتی که امثال من کودکی و نوجوانی و جوانیام در آنجا تباه شد. خوشحالم که شما زندهاید و تندرست و خداوند به شما عمر طولانی بدهد.نمیدانم مراسم امروز را دیدید یا نه؟ مراسمی که تصویر مقوایی امام را از هواپیما پیاده کردند و سوار بلیزر کذایی کردند و .. خلاصه کلی خرج کردند . سنگ تمام گذاشتند. چقدر مأمور خوش لباس و درجه و... دستشان درد نکند. هم اکنون که این نامه را برای شما مینویسم مطمئنم مأمورانی که مراسم (امام مقوایی گردانی) را برگزار کردهاند در خانههایشان هستند و استراحت میکنند و تصویر مقوایی امام هم لابد به صورت افقی در لابه لای پرچم ها و پلاکاردها گذاشتهاند و او به (هیچی) فکر میکند
آقای موسوی من بچه پایین شهر تهران هستم و پدرم یک کارگر بود، تمام دوران کودکی و نوجوانی من با ترس، احساس گناه و صف ایستادن و حسرت گذشت. ...
آقای موسوی همه نوروزهای من درست در لحظه تحویل سال نو با دیدن تصاویر جزغاله شدهی خلبانان آمریکایی که در طبس سوخته بودند با تصویر قحطی زدگان آفریقا و جنایات صدام و هر چه تصویر هولناک و زشت و پلشت از تلوزیون گذشت.
همه دوران نوجوانیم با صدای نوحه و ناله و دعای کمیل های پر سوز و گداز، توبهی نصوح و فضیلتهای نماز شب و هفته ای یکبار در قبر خوابیدن و دعاهای عربی را از ته حلق قرائت کردن گذشت.
آقای موسوی همه دوران نوجوانی و جوانی من با دروغهای شاخدار راجع به پهلوی و تنفر از این و آن آرزوی مرگ و نابودی برای دهها کشور جهان گذشت.
آقای موسوی آن سالها شما زندان نبودی، محبوب امام بودی، ما شعار میدادیم، فریاد میزدیم طوریکه صدایمان به آمریکا برسد، آرزوی شهادت داشتیم، اعدام میشدیم، مجروح جنگی (جانباز) میشدیم. هر روز از عمر خود میکاهیدیم و بر عمر امام می افزودیم. در خیابان کتک می خوردیم. گرسنه بودیم. کتاب درسی نداشتیم. موهایمان را چهار راه می تراشیدند. غرب در تباهی غوطه ور بود وخلاصه ما دروسط بهشت بودیم ...
بسیاری از هنرمندان به ویژه آنان که به باور های مذهبی پایبند هستند تصویری از بهشت را در اوج توان خویش در ارائه زیبایی، به زبان هنر خلق کردهاند و یا قدر مطلق در بازآفرینی آرمان شهر (اتوپیا ) یا (مدینه فاضله) آن را به نمایش گذاشتهاند. آقای میر حسین موسوی در دوران پس از نخست وزیری از دنیای سیاست - تقریبا - فاصله گرفت و به دنیای هنر رو آورد. ایشان که یک مهندس معماری بودند طراح ساختمان و بنیانگذار فرهنگستان هنر شدند و سالها ریاست آن را نیز بر عهده گرفتند. و اثری با عنوان دروازه بهشت در حیاط میانی آن ساختهاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر