البته واضح و مبرهن است که اگر هر کسی مثل خود ما درباره شورای هماهنگی هر حرفی غیر از الهی قربون دست و پای بلوریت برم بزند قطعاً قصد متلاشی کردن جنبش داشته و عموماً از جمهوری اسلامی و در پارهای موارد رأساً از خود شخص حسین طائب پول میگیرد که این دری وری ها را بگوید لیکن دیدیم حالا که داریم پولهای جمهوری اسلامی را میگیریم، حصر سران جنبش هم که یکساله شده، شورای هماهنگی هم که هم یک دندان آن جلوها درآورده هم دیگر اگر جیش داشته باشد خودش میتواند بگوید، پس چرا دربارهاش حرف نزنیم هان هان هان؟
نتیجهگیریهای کلی ما از شورای هماهنگی راه راه سبز امید (هر دفعه میخواهم «راه» را تایپ بکنم دستم گیر میکند به خشکتم «راه» دو دفعه چاپ میشود) در یکسال گذشته:
۱.این شورا پیش از حصر سران جنبش توسط خود موسوی و کروبی تشکیل شده ولی طبق گفتههای نمایندگان «بیطرف» ایشان روح موسوی و کروبی هم از وجود چنین شورائی خبر ندارد.
۲. این شورا چندین عضو خیلی زیاد توی ایران دارد که عموماً در پاریس تصمیم گیری میکنند و مثلاً اگر یک جلسهای در خارج کشور تشکیل بشود اعضاء آن در توی ایران نیم ساعت بعد بیانیهای در تأئید همان جلسه منتشر میکنند که یک نفر در بروکسل آن را نوشته و همین نشاندهندهی سرعت عمل اعضاء شورا در توی ایران است.
۳. هدف از تشکیل این شورا که توی ایران است هماهنگی بین «تمام» نیروهای خارج کشور میباشد و به همین دلیل از یکماه بعد از تشکیل شورای هماهنگی تمام نیروهای خارج کشور هر کدام به سیصد انشعاب تقسیم و بعضاً از فرانسه فرار کردند رفتند یک جای دوری.
۴.ایجاد اتحاد بین «تمام» نیروهای اپوزوسیون یکی دیگر از اهداف تشکیل این شورا بود ولی چون «تمام» نیروها یا چپ بودند یا سلطنت طلب بودند یا نخودی بودند یا عرق خور بودند یا فرق غسل جنابت و غسل ترتیبی را بلد نبودند یا هرچی که بودند راست نبودند، لذا این شورا با همان اعضاء خودش در توی ایران که وجود دارند ولی اسم ندارند متحد شد و به همین خاطر برای اولین بار اپوزوسیون قدرتمندی در خارج کشور شکل گرفت.
۵. سوال کردن درباره این شورا و عملکردش در یکسال گذشته و دستآوردها و خدای نکرده دستنیارودهایش در این مدت باعث بدست آمدن اسناد و مدارکی درباره افتتاح فوری یک حساب بانکی توسط جمهوری اسلامی برای فرد سوال کننده میشود ولی چون تمام حسابهای بانکی جمهوری اسلامی به دلیل تحریمها مسدود است، آن کسی که سوال پرسیده فقط یک غارتی پرت کرده هیچی هم گیرش نیامده بدبخت.
۶. تلاشها، سیاستگذاریها، رفتار و اعلام مواضع سخنگوی شورای هماهنگی باعث ایجاد چنان مقبولیتی در داخل و خارج کشور در مورد این شورا شده که هر بار حتی دعوت کوچکی به تجمع و راهپیمائی اعتراضی و تکبیر روی پشت بام و در مورد اخیر چه بسا «سوت زدن» در شب ۲۵ بهمن از طرف شورای مربوطه میشود در سراسر ایران میلیونها نفر بطور همزمان به پشتبام و خیابانها ریخته و دقیقاً از فردای همانروز هم همگی به دنبال دلیل جهت رفع و رجوع علت عدم حضور و استقبال مردم از دعوت شورای هماهنگی میگردند و عموماً هم به این نتیجه میرسند که شدت سرکوب رژیم خیلی زیاد بوده حال آنکه همین رژیم در اعتراضات سال ۸۸ با همه در خیابانها شوخی میکرده و بعضاً بهشان شوکولات (دقیقاً با همین املاء) میداده است.
۷.اعضاء این شورا که توی ایران هستند همگی بدون دریافت هیچ پولی از هیچ جائی و فقط در راه رضای خدا در پاریس کار میکنند و حتی پول بادیگاردهای غول تشن سخنگوی این شورا را طبق اسناد موجود یکی از عمههای جمشید آریا میپردازد چون جان ایشان بشدت در معرض خطر است و خود ما ده دفعه از صدتا تروریست خطرناک پرسیدیم همهشان گفتند ناموساً آخه اینو کی میکشه؟!
۸. در مجموع این شورا هم عین فرنود ماشین لباسشوئی را خودش خاموش میکند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر