۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

‌پور محمدی: احمدی‌نژاد از اختلاس‌گران حمایت کرده است

image
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در گفتگویی ادعا کرده است که احمدی‌نژاد، رحیم مشایی و برخی وزرا و مدیران بانک‌ها از عوامل اختلاس سه هزار میلیارد تومانی حمایت کرده‌اند. وی همچنین از دستگیری و احضار چند نماینده مجلس و معاون وزیر در رابطه با این پرونده خبر داده است.

پور محمدی در گفتگویی که وب سایت خبر آنلاین منتشر کرده است، ضمن تشریح اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که به بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ ایران معروف شده است، از دولت به عنوان حامی «گروه آریا» که گروه اصلی اختلاس بوده است نام برده. او اظهار کرده است: «اینکه دولت از این گروه حمایت کرده هیچ تردیدی نیست؛ از آقای رئیس‌جمهور، رئیس دفترشان، وزرا و بانک‌ها. این‌ها همه روشن است یک گروه بزرگ اقتصادی بودند از حمایت دولت و رانت دولت هم استفاده کردند در این هیچ تردیدی نیست.»

رئیس سازمان بازرسی در ادامه از زندانی شدن یک معاون وزیر و احضار و تشکیل پرونده برای چند نماینده مجلس خبر داده است. وی گفته است: «متهم اصلی دستگیر شده، معاون وزیر دستگیر شده، از وزیر در مجلس سئوال کرده‌اند. بردند و آورده‌اند. رئیس بانک مرکزی را بازخواست کرده‌اند. چند تا رئیس بانک جابه‌جا شدند. همه این کار‌ها صورت گرفته است.»

وی همچنین فرار خاوری مدیر عامل سابق بانک ملی به کانادا را غافلگیری دستگاه قضایی نامیده است و اضافه کرده: «ایشان رفته بوده اهواز، سؤال جواب شده بود، حس کرده بود که دیگر سؤالات بازپرسی جدی است، و به او رسیده‌اند. حتی آن موقع هم بحث اینکه برای وی قرار صادر شود، حتی بازداشت و... هم بود. ولی مقامات قضایی گفتند که حالا مقداری آهسته حرکت کنید که اوضاع به هم نریزد، ما آقای خاوری را می‌خواهیم و دو باره بازجویی‌اش می‌کنیم در فضای آرام‌تری، پس از این او از اهواز که برمی‌گردد، نصف شب‌‌ همان شب می‌رود، به این بهانه که من آنجا سمیناری دارم و برنامه‌ای برای سخنرانی دارم و باید بروم، ولی ایشان بلیت داشته و ویزا داشته و همه چیزش آماده بوده، البته ویزا هم که نمی‌خواسته، همه چیز آماده بوده و با غافلگیری عمل کرد.»

گردنه صعب العبور انتصابات ۹۰ و فروریختن ستون پنجم جبهه ارتجاع

image

زمان، زمان عبور از لاشه ی پوشالی، متعفن و رو به مرگ جمهوری ولایت فقیه است!
در خلاء همراهی زندانیان سیاسی و چهره‌های اثرگذار در جنبش آزادی‌خواهی، سال گذشته عرصه کشاکش عریان بین گفتمان اصلاح‌طلبی حکومتی و اصلاح‌طلبی اصیل برای تبدیل به گفتمان مسلط جنبش آزادی‌خواهی بود. اگر این جنگ به اصلاح‌طلبان حکومتی واگذار شده بود، شاید در انتصابات ۹۰ این معلوم الحالان چنان ضربه‌ای به جنبش آزادی‌خواهی وارد می‌کردند که جنبش دیگر توان برخاستن نداشت. کاری که اینان کردند خیانت به صداقت -یعنی حلقه اتصال- در جنبش متکثر آزادی‌خواهی بود. حرکت شنیعی که اگر برای آن آمادگی‌های قبلی وجود نداشت می‌توانست اعتماد را به طور کل در جنبش آزادیخواهی از بین ببرد و ما را دوباره به جزیره‌هایی دور از هم تبدیل کند.


اعلامیه سبز: اهمیت رهبری در هر حرکت سیاسی - اجتماعی بر هیچکس پوشیده نیست. هر حرکت سیاسی - اجتماعی که برنامه ای برای برخورد با مشکلات و موانع در اختیار نداشته باشد، یا قادر نباشد تصمیم گیریهای مقتضی را در شرایط حساس به انجام رساند لاجرم یا از مسیر صحیح منحرف می‌گردد، یا عقیم می‌ماند و به نتیجه نمی‌رسد.

راهبردی که جبهه ارتجاع در برخورد با جنبش متکثر آزادی‌خواهی در سال گذشته اتخاذ نمود، بسیار مکارانه بود. جبهه ارتجاع سعی کرد از نقطه قوت جنبش آزادی‌خواهی یعنی روح متکثر آن برای نابودی آن استفاده کند. برنامه جبهه ارتجاع بر دو رکن اساسی استوار بود:

- محروم کردن جنبش آزادی‌خواهی از همراهان و رهبران متکثر با ایجاد جو خفقان و دستگیری‌های گسترده

- میدان دادن به عناصر معلوم الحال حکومتی که خود را در قالب اسم اصلاح طلب بزک کرده بودند.

اصلاح‌طلبان حکومتی که تا پیش از آن به کنجی خزیده بودند به ناگاه در سال گذشته عرصه را برای تاخت و تاز خود مهیا دیدند و دوباره بر صندلی‌های نرم وعظ به سخنوری‌های دلنشین و قشنگ مشغول شدند. در سال گذشته بسیار تلاش شد تا قبای رهبری جنبش سبز را بر تن یک عنصر معلوم الحال حکومتی بدوزند. رویایی که عده ای کوته فکر گمان می‌کردند با زور و ضرب چند رسانه می‌توانند موفق به انجام آن شوند. زهی خیال باطل!

همانگونه که در اوایل تابستان گذشته پیش بینی می‌شد، محک انتصابات ۹۰ صف اصلاح‌طلبان حکومتی را از جنبش آزادی‌خواهی جدا کرد، چرا که اصلاح‌طلبان حکومتی اولاً ادواتی ساخته و پرداخته دستگاه شیطانی ولایت فقیه برای بزک این عمارت پوسیده هستند و در ثانی در تحلیل نهایی، ایشان جزوی از دستگاه شیطانی ولایت فقیه محسوب می‌گردند که زندگی انگلی در جوار بارگاه ولایت تنها و تنها شیوه زیستن آنهاست.

در خلاء همراهی زندانیان سیاسی و چهره‌های اثرگذار در جنبش آزادی‌خواهی، سال گذشته عرصه کشاکش عریان بین گفتمان اصلاح‌طلبی حکومتی و اصلاح طلبی اصیل برای تبدیل به گفتمان مسلط جنبش آزادی‌خواهی بود. اگر این جنگ به اصلاح‌طلبان حکومتی واگذار شده بود، شاید در انتصابات ۹۰ این معلوم الحالان چنان ضربه‌ای به جنبش آزادی‌خواهی وارد می‌کردند که جنبش دیگر توان برخاستن نداشت. کاری که اینان کردند خیانت به صداقت -یعنی حلقه اتصال- در جنبش متکثر آزادی‌خواهی بود. حرکت شنیعی که اگر برای آن آمادگیهای قبلی وجود نداشت می‌توانست اعتماد را به طور کل در جنبش آزادی‌خواهی از بین ببرد و ما را دوباره به جزیره‌هایی دور از هم تبدیل کند.

در فاز سرنگونی و فروپاشی دیگر بازیهای فریبکارانه ممکن نیست و هر کس باید نقش خود را ایفا نماید و اینگونه شد که ستون پنجم جبهه ارتجاع به مدد محک انتصابات ۹۰ فرو ریخت و نقاب‌های تزویر تعدادی از مدعیان اصلاح طلبی برکنده شد. در همین راستا تعدادی معلوم الحال به اصطلاح روشنفکر که ننگ شرکت در انتصابات را به جان خریده اند و از نیروهای فکری اصلاح‌طلبان حکومتی محسوب می‌شوند، مشغول تجزیه و تحلیل آمار و ارقام اعلامی از سوی رژیم شیطانی ولایت فقیه شده اند و بر همین مبنا تحریم انتخابات را امری بیهوده و کم اثر ارزیابی می‌کنند. اینان اگر اینچنین به هذیان گویی نپردازند جای تعجب است!

در جایی که انتصابات ۹۰ توسط حکومتی شیطانی برگزار می‌شود که در آن نه آزادی انتخاب شدن هست و نه آزادی انتخاب کردن و تقلب در انتخابات و جعل آمار به یک رویه معمول تبدیل شده است، تجزیه و تحلیل آمار اعلامی از سوی رژیم شیطانی و صحبت از شرکت در انتصابات آتی حکومتی به طنزی می‌ماند که تعدادی ورشکسته سیاسی و رقاص در صحن سیرک جمهوری اسلامی از فرط بی آبرویی به ناچار به آن مشغول شده اند. اکنون جای این سوال پیش می‌آید که چه تعداد دیگر از این معلوم الحالان خود را همراه جنبش آزادی‌خواهی جا زده اند؟

جنبش آزادی‌خواهی یک جنبش متکثر است، اختلاف سلیقه‌ها را به رسمیت می‌شناسد و درهای آن برای همه باز است ولی این به معنی وا دادن و خالی کردن عرصه برای جولان تعدادی عنصر معلوم الحال نیست. در جایی که فرزندان دلیر ایران زمین سختی سیاهچالهای رژیم سراسر فریب ولایت فقیه را به جان می‌خرند و مردم شجاع کشورمان جان خود را در کف دست می‌گیرند و در زیر برق سرنیزه پای در خیابانها می‌گذارند، عرصه ای برای سیاست بازی و وسط بازی و حرفهای روشنفکری و قشنگ وجود ندارد. آنچه هست عرصه ی فداکاری، ایثار و خودشکستن و از خود گذشتن است. آنانی که گمان می‌کنند می‌توانند در بزنگاههای مهم تاریخی به زیر قبای جنایتکار بخزند و پس از آن با چند تماس تلفنی و چند دیدار و دو سه نامه نگاری دوباره خود را همراه مردم نشان دهند سخت در اشتباهند و اشتباه بزرگتر را تعدادی کوته فکر انجام می‌دهند که حقیقت را قربانی مصلحت می‌کنند و سایت‌های به اصطلاح سبز را عرصه ای برای جولان این وسط بازان و معلوم الحالان قرار می‌دهند.

جنبش متکثر و فراگیر مزیت‌های بسیاری دارد ولی ضعف عمده ی آن عدم امکان تصمیم گیری‌های مقتضی در شرایط خاص است. این یک واقعیت است که عناصر فرصت‌طلبی که بند ناف ارتزاقشان به جرثومه فساد جمهوری اسلامی متصل است و اکثراً گذشته ای بسیار تاریک در سرکوبهای دهه اول انقلاب داشته اند در بین صفوف جنبش آزادی‌خواهی وجود دارند و کارکرد ایشان هیچ چیز جز عمل کردن به عنوان ستون پنجم دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه نیست. اینان در یک کلام مانع از بیان شفاف خواسته‌های جنبش آزادی‌خواهی می‌شوند و در اتخاذ تصمیم گیریهای سرنوشت ساز اخلال ایجاد می‌کنند.

در مسیر رو به رشد جنبش آزادی‌خواهی عبور از گفتمان اصلاح طلبی در چهارچوب قانون اساسی و معرفی بدون تعارف دین حکومتی و نهاد ارتجاعی ولایت فقیه به عنوان مشکل اساسی کشور نقطه عطفی است که دیر یا زود باید در این مسیر گام برداشت.

همانگونه که علمای اسلام در حوزه‌های علمیه در این نزدیک به سه سال در عمل ثابت نموده اند، دین حکومتی چنان ایشان را فاسد نموده است که برداشتن کوچکترین قدم عملی در راه احقاق حقوق ملت شریف ایران، از اکثر قریب به اتفاق این آقایان انتظاری بسیار بعید و حتی محال می‌باشد.

تجاوز، شکنجه و کشتار فرزندان این سرزمین در زندانهای مخوف استبداد ولایت فقیه در این سی و سه سال و پاره شدن افسار روضه خوان علی خامنه ای، همه و همه در حالی اتفاق افتاد که از آقایان علمای دین هیچ واکنشی بر انگیخته نشد. در چنین شرایطی، چرا باید به انتظار بنشینیم و چشم بمالیم که چه موقع فلان آیت الله در حاشیه فلان جلسه درس، انتقادی ضمنی و نه آن هم صریح از مشکلات جاری کشور بنماید که پَر انتقاد ایشان با چندین و چند تفسیر جانبی به شخص علی خامنه ای برخورد کند؟

پس از درگذشت آیت الله منتظری، پدر معنوی جنبش سبز، تقریباً در حوزه‌های علمیه شخصیتی به جایگاه و آزادگی ایشان وجود ندارد که از جایگاه دین به مقابله با نهاد ارتجاعی ولایت فقیه برخیزد. امید واهی بستن به بقیه شخصیتهای دینی حاضر در کشور برای قیام و زدن تیشه به ریشه این بنای ظلم، به علت نقش آفرینی اکثر ایشان در فجایع دهه اول انقلاب، تقریباً انتظاری نامعقول است. مهمترین کارکرد عملی علمای دین در سالیان گذشته و بالاخص در این دو سال و نیم در بهترین حالت، عدم همراهی با ظالم بوده در صورتی که این کافی نیست. ایشان باید به صراحت اعلام کنند که حکومت حاضر نه جمهوری است و نه اسلامی. تبری جویی و محکومیت حکومت فساد به عنوان کوچکترین قدمی است که ایشان می‌توانند در راستای دفاع از حق بردارند. امری که با ابتکار درخشان رژیم ولایت فقیه در تاریخ شیعه و به برکت اتصال شیرهای نفتی به جیبهای مبارک اکثر علمای اسلام، قطعاً هیچگاه محقق نخواهد شد. خو گرفتن به مسلک و مرام آخوند مواجب بگیر، اکنون رویه ای حداقل بیست و چند ساله است و تقریباً محال است که چرخشی در احوال این معلوم الحالان عرصه دین به وقوع بپیوندد.

در طول بیش از صد سال مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران از آنجا که تقریباً برای اولین بار است که یک حرکت عظیم اجتماعی – سیاسی در کشور بدون حضور پررنگ روحانیون در حال انجام است، به نوعی ترس و محاسبه گری بیش از حد در تعدادی از رهبران سیاسی و متکثر جنبش آزادی‌خواهی به چشم می‌خورد. عزیزانی که برای این انتخاب تاریخی هنوز در تردید به سر می‌برند، مگر جنبش سبز را یک حرکت مدنی و تدریجی معرفی نکرده اید؟ از چه می‌ترسید؟ جدایی نهاد دین از حکومت را به عنوان یک خواسته سیاسی مطرح کنید. شما عزیزانی که در دوران آن امام راحل متوقف شده اید، مگر آیت الله خمینی نگفت پدران ما چه حقی داشته اند که برای ما تعیین تکلیف کرده اند؟! چرا از آن دوران طلایی (!) به این جمله اتکا نمی‌کنید؟

خواستهای مردم و جنبش آزادی‌خواهی که در کف خیابان و در جو خفقان و در زیر ضربات باطوم و گازهای اشک آور در عاشورای ۸۸ و بهمن ۸۹ و دیگر مناسبت‌ها و از خلال شعارهای کوبنده بارها و بارها طنین انداز شده، بسیار فراتر از حرکت در چهارچوب قانون اساسی است. خواسته‌های یک جنبش مردمی پس از آنکه در کف خیابان بروز می‌یابد هیچگاه نمی‌تواند توسط گروههای سیاسی جهت داده شود بلکه آندسته از گروه‌های سیاسی که نتوانند خود را با حرکت مردم همراه نمایند به صورت خود به خودی در مسیر مبارزه جایگاه خود را از دست داده و کنار خواهند رفت.

طلیعه‌های زرفام آفتاب سرنگونی در 25 بهمن و پس از آن عبور موفقیت آمیز جنبش آزادی‌خواهی از گردنه صعب العبور انتصابات ۹۰ و فروریختن ستون پنجم جبهه ارتجاع که با برگزاری باشکوه جشن ملی چهارشنبه سوری و طنین شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" تکمیل شد، سه پرده از پیروزیهای بزرگ جنبش آزادی‌خواهی بود که گفتمان پوسیده و انحرافی «اصلاح طلبی حکومتی» را به قبرستان تاریخ سپرد.

آنهایی که صحبت از انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی و سپس تعیین حق سرنوشت می‌کنند صریح و شفاف پاسخ دهند چه کسی قرار است انتخابات آزاد را برگزار کند؟ آیا وعده انتخابات آزاد حضرات قرار است توسط کارگردان سیرک جمهوری اسلامی و با نظارت اوباش و وحوش ولایت برگزار شود؟! مشکل اساسی این کشور پیش از برگزاری انتخابات آزاد، فراهم نمودن بستر مناسب برای انجام آن است و از این رو شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» مقدم بر انتخابات آزاد است.

مجدداً تاکید می‌شود که هر حرکت اصلاحی در دستگاه سراسر فساد ولایت فقیه که علت العلل مشکلات را نشانه نرود، فریب و سرابی بیش نیست و به صراحت اعلام می‌کنیم که انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی کنونی هم نشدنی و هم خواسته ای انحرافی است که جز هدر دادن پتانسیل ها دستاورد دیگری در پی نخواهد داشت.

صحنه بسیار روشن است. حکومت ارتجاعی و اشغال گر ولایت فقیه یک حکومت قداره بند است که فقط زبان زور می‌فهمد. چانه زنی با یک حکومت قداره بند طنزی است تلخ که از سوی تعدادی معلوم الحال تبلیغ می‌شود. ماهیت این سیستم شیطانی و آدم خوار برای توده‌های مردم آشکار شده است. قدرت توده‌های مردم لایزال است. زمان، زمان عبور از لاشه ی پوشالی، متعفن و رو به مرگ جمهوری ولایت فقیه است.



به امید ایرانی، آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

مطهری: شرایط مانع از استیضاح احمدی‌نژاد است

image
علی مطهری در واکنش به حضور محمود احمدی‌نژاد در مجلس در گفتگویی تفصیلی با خبرآنلاین، با اشاره به قانون‌گریزی‌های فراوان رییس دولت گفته است که شرایط بین‌المللی مانع از استیضاح احمدی‌نژاد است.
در حالی که به پایان عمر دوره‌ی دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نزدیک می‌شویم، منتقدان وی از استیضاح یا کنار آمدن با وی در یک سال باقی‌مانده دولت سخن می‌گویند و در این میان احمدی‌نژاد هم بی‌محاباتر به میدان پا گذاشته است.
ابتدا این احمد توکلی بود که گفت نباید به‌خاطر ترس از احمدی‌نژاد، از برکناری او در یک‌سال باقی‌مانده از ریاست جمهوری‌اش خودداری کنیم و باید رییس کابینه را به‌خاطر تمام کارهای خلافش به مجلس بکشانیم و او را استیضاح کنیم.
و امروز اما علی مطهری، از طراحان اصلی سوال از رییس جمهور نظر دیگری داده و گفته است که شرایط بین‌المللی برای استیضاح رییس کابینه مناسب نیست.
طرح سوال از رییس جمهور که اواخر اسفند سال گذشته با حضور احمدی‌نژاد در مجلس و تحقیر نمایندگان برگزار شد، علی مطهری را به واکنش واداشته و وی در گفتگویی تفصیلی با خبرآنلاین گفته است که «احمدی‌نژاد قبح قانون شکنی در ايران را شکست.»
مطهری با بیان اینکه احمدی نژاد همه را به قانون‌شکنی عادت داده گفت همه دیدیم که رییس دولت در مجلس هم گفت «قانونی را که قبول نداشته باشد اجرا نمي‌کند.»
این نماینده مجلس هشتم در بخش دیگری از سخنان خود ایرانی‌​گرایی مشایی را «دردآور» خوانده و در ادامه‌ی انتقاداتش از احمدی‌نژاد هم گفته است «آوردن رییس​جمهور به مجلس سخت​تر از تشریح شرح منظومه ملا هادی سبزواری» است.
اما در این میان رییس جمهور در این روزهای تعطیل در ایران بی‌محاباتر عمل می‌کند؛ که انتصاب سعید مرتضوی به سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی و سخنان جنجالی او در تاجیکستان که با تکرار سخنان مشایی گفت «فردوسی مکتب پیامبر را نجات داد» از آن جمله است.

لایحه تشدید تحریم ایران در سنا مطرح می شود


عکس از: AP

هری رید رییس اکثریت سنای امریکا اعلام کرده است لایحه تشدید تحریمهای اقتصادی علیه ایران را، که کمیته بانکداری سنا پیشتر تصویب کرده بود، به رای خواهد گذاشت.
هری رید، سناتور دمکرات، روز سه شنبه در جلسه علنی سنا گفت: «من درباره روشن بودن نیاز امریکا به کاهش وابستگی به نفت خارجی صحبت کرده ام. اگر کسی به دلیل بیشتری نیاز دارد کافی است فقط به رژیمهایی که از اعتیاد جهانی به نفت سود می برند نگاه کند. برای مثال به ایران که از منافع حاصل از فروش نفت برای حمایت از تروریسم در سراسر جهان و برنامه تسلیحات اتمی خود استفاده می کند. بنابراین برای سنا مهم است که برای تشدید تحریمها علیه ایران حالا و به سرعت عمل کند. این تحریمها در حالی که ما برای بازداشتن ایران از تهیه تسلیحات اتمی، تهدید اسراییل و در نهایت به خطر انداختن امنیت ملی امریکا کار می کنیم، ابزاری اساسی است. ما باید نسبت به آنچه در ایران می گذرد هوشیار باشیم. تنها راه برای جاافتادن تحریمها تصویب یک لایحه مورد حمايت دو حزب است که در کمیته بانکداری سنا به اتفاق آرا تصویب شد. تصویب آن به بازداشتن ایران از تهیه تسلیحات اتمی کمک خواهد کرد و هدفی است که ما همه باید با آن موافقت کنیم.»
هری رید افزود، دمکراتها برای شتاب بخشیدن به بررسی و تصویب لایحه از پیشنهاد متمم بر آن خودداری خواهند کرد. وی سناتورهای جمهوریخواه را ترغیب کرد که آنها نیز چنین کنند.

سفیر آمریکا: ایران از شورشیان شیعه و تجزیه ‌طلبان یمن حمایت می ‌کند


عکس از: AP

سفیر آمریکا در یمن می ‌گوید که ایران از شورشیان شیعه در شمال یمن و تجزیه ‌طلبان مستقر در جنوب این کشور حمایت و پشتیبانی می‌کند، امری که به گفته وی تهدیدی برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس محسوب می ‌شود.

به گزارش رویترز، جرالد فایرستین، سفیر آمریکا در صنعا، پایتخت یمن، در گفت‌و‌گویی با روزنامه عربی «الحیات» روز یکشنبه، ششم فروردین، گفته است که ایران به دنبال گسترش نفوذ خود در یمن و منطقه است و قصد دارد رد پایی از خود در شبه ‌جزیره عربستان بر جای بگذارد.

وی افزود: « این طبیعتا چیزی است که از سوی عربستان سعودی و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس، یک تهدید امنیتی به حساب می‌‌آید.»

آقای فایرستین در ادامه حزب ‌الله لبنان و حماس فلسطین را نیز متهم کرد که از این تلاشهای ایران حمایت می‌کنند و تأکید کرد که شواهدی در خصوص این حمایتها در دست است.

جرالد فایرستین ماه گذشته نیز به خبرگزاری رویترز گفته بود که نشانه‌‌هایی از فعالیت‌های گسترده ایران در یمن وجود دارد.

وی آن زمان اظهار کرده بود: «شواهدی از فعالیتهای ایران داریم که به تقویت توان نظامی هم مربوط می‌شود. این یک پدیده نسبتاً تازه است و ایران دارد از این دوره بی‌ثباتی سیاسی و نبود کنترل دولتی بر بخشهای بزرگی از کشور استفاده می‌کند.»

در ماههای اخیر در جریان ناآرامیهای یمن و پس از آن، خروج علی‌ عبدالله صالح از قدرت، گزارش‌ها حکایت از آن دارد که مناطق جنوب در اثر حملات گروه‌های مسلح تجزیه طلب شاهد تنش بوده است.

سفیر آمریکا در یمن ایران را متهم می‌کند که به این ناآرامی‌ها دامن می‌زند.

تنش میان شیعیان شورشی یمن که به حوثی‌ها شهرت دارند و سلفی‌های سنی‌مذهب، در سالهای اخیر کشور یمن را دستخوش نا آرامیهایی کرده است.

دولت یمن پیشتر و از زمان آغاز درگیریهای نظامی در شمال این کشور با شورشیان حوثی، بارها جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از این شورشیان متهم کرده بود. مقامهای جمهوری اسلامی همواره این اتهام را رد کرده‌اند.

عفو بین‌الملل: ۲۴۷ نفر مخفیانه در ایران اعدام شده‌اند

image
سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی هشدار داده است که شمار اعدام‌ها در ایران در سال ۲۰۱۱، افزایش پیدا کرده است و در این سال ۲۴۷ نفر به‌طور مخفیانه اعدام شده‌اند.
به گزارش رسانه‌ها، سازمان عفو بین‌الملل با بیان اینکه در سال گذشته میلادی دست‌کم ۳۶۰ تن در ایران به‌صورت رسمی اعدام شده‌اند اعلام کرده است که ایران از نظر شمار اعدام‌ها همچنان (پس از چین) در رده دوم جهانی است.
سازمان عفو بین الملل افزوده است که شمار اعدام‌ها در کشورهای خاورمیانه و به ویژه ایران، عراق و عربستان سعودی افزایش قابل توجهی داشته است.
عفو بین‌الملل در گزارش سال ۲۰۱۰ خود شمار اعدام‌ها در ایران را ۲۵۲ مورد اعلام کرده بود.
این سازمان همچنین با بیان اینکه گزارش‌‎های معتبری درباره‌ی اعدام‌های تاییدنشده رسمی در ایران دریافت کرده گفته است علاوه بر اعدام‌های رسمی ۲۴۷ نفر نیز به‌صورت مخفیانه در ایران اعدام شده‌اند.
اعدام در ملاء عام، شکنجه برای گرفتن اعتراف، و نیز اعدام دست‌کم هفت متهم در سن زیر ۱۸ سال در ایران، از دیگر موارد ذکر شده در گزارش عفو بین‌الملل است.

نتايج يک نظرسنجی در اسراييل در مورد حمله نظامی به ايران

 Israelis have mounted an art exhibition centered on Iran, built a web site in Farsi to provide news of Israeli society and daily life, and later Saturday plan to protest possible plans to bomb Irani
عکس از: ASSOCIATED PRESS

یک مرکز نظرسنجی اسراييل می گوید نزدیک به دو سوم اسراييلی ها معتقدند حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران کم خطرتر از پذیرش ایران اتمی است.
روز دوشنبه روزنامه هاآرتض گزارش داد تحقیقی که از سوی مرکز نظرسنجی اورشلیم صورت گرفته نشان می دهد ۶۵ درصد اسراييلی ها که مورد سوال قرار گرفته اند معتقدند حمله به ایران در مقایسه با پذیرش ایران مسلح به سلاح اتمی کم خطرتر است.
٢۶ درصد با این نظر مخالفت کرده اند و ۹ درصد از سوال شوندگان در خصوص هزینه حمله به ایران نظر مشخصی نداشته اند.
اسراييل می گوید دستکم سه ماه برای به نتیجه رسیدن تلاش های دیپلماتیک در خصوص حل بحران اتمی ایران فرصت خواهد داد؛ اما، مقام های تل آویو تاکید کرده اند هیچ گزینه ای را برای جلوگیری از تولید بمب هسته ای توسط ایران منتفی نمی دانند.