۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

محمد رضا خاتمی: گزارش اصل نود مجلس دروغ است


 
در پی ارائه گزارش کمیسیون اصل نود مجلس درباره حوادث پس از انتخابات سال ۸۸، محمد رضا خاتمی، عضو ارشد جبهه مشارکت، این گزارش را «سراپا دروغ» خواند.
حسین فدایی، یکی از نمایندگان مجلس که این گزارش ۱۹ صفحه ای را چهارشنبه هفته گذشته قرائت کرد گفت « گزارش چکیده ای است از رسیدگی به حوادث انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸، که منجر به شکل گیری جریان فتنه شد». جریان حاکمیت در ایران، حوادث اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در ایران را جریان فتنه می خوانند.
آقای خاتمی در نامه ای که در وب سایت نوروز منتشر شده است، می گوید «کمیسیون اصل نود مجلس برای این درست شده است که آخرین پناهگاه مردم در برابر ظلم و حق کشی احتمالی حاکمان باشد. این گزارش بهانه ای است برای من تا پاسخی مختصر به دروغ پردازیها و توهمات ایران بر باد ده بدهم».
وی که تجربه ریاست مجلس و عضویت در کمسیون اصل نود را دارد معتقد است نمایندگان مجلس باید «نماینده واقعی مردم» باشند و مجلس پناهگاهی برای «مردم از همه جا رانده». آقای خاتمی نویسندگان گزارش را محکوم می کند که شکایت متعدد قربانیان انتخابات را نادیده گرفته اند.
گزارش اخیر کمیسیون اصل نود دو روز پیش از نهم دی ماه، که طرفداران حاکمیت از آن به «حماسه ۹ دی» یاد می کنند و آن را پایان «جریان فتنه» می دانند در صحن علنی مجلس خوانده شد.
محمد رضا خاتمی این گزارش را «تکرار ادعاهای کیفرنویسان تابستان ۸۸» می داند و می گوید در این گزارش «مکررا از اسناد و مدارکی صحبت می شود که متقن ترین آن اعترافات است» ولی وی معتقد است با گذشت سه سال از حوادث پس از انتخابات هنوز هیچ سند ومدرکی ارائه نشده است.
در ادامه آقای خاتمی از نویسندگان این گزارش می پرسد « آیا گمان می کنید با خطابه و هیاهو و داستانسرایی می توان به جایی رسید؟ آیا با خود فکر کرده اید چرا هرکس که شما با او در افتاده اید محبوبیت بیشتری در بین خلائق پیدا میکند و چرا زندانیان سیاسی شما امروز قهرمان و الگوی نسل جوان شده اند؟»
نامه آقای خاتمی همزمان با ثبت نام داوطلبان انتخابات مجلس نهم انتشار یافت. این انتخابات از سوی اکثر اصلاح طلبان تحریم شده است و آنها اعلام کرده اند تا رسیدن به خواسته هایشان در این انتخابات شرکت نخواهند کرد.
محمدرضا خاتمی در پایان نامه اش «مردمسالاری دینی» را همان «دموکراسی مرسوم در جهان» می پندارد و می افزاید :«هر حکومتی که متفکران و روشنفکران را دشمن بداند علنا اعلام می کند که از بعد نظری به بن بست رسیده است، و بالاخره هر حکومتی که نتواند یک انتخابات آزاد، رقابتی، سالم و منصفانه برگزار کند قطعا با تجمعات خیابانی سازمان داده شده نمی تواند برای خود مشروعیت بخرد».
پيش بيني قيمت طلا،نقره و مس (تومان)-ساعت به روز رسانی:17:26:26
قيمت هر مثقال طلای 17 عيار:247900
قيمت هر مثقال طلای 18 عيار:263720
قيمت هر گرم طلای 18 عيار:57230

قيمت هر گرم نقره :1350
قيمت هرکيلو گرم مس :11430

قيمت طلا در بازار ايران(تومان)-ساعت به روز رسانی: 17:02 شنبه 10/10/90
قيمت هر مثقال طلای 17 عيار:247900
قيمت هر مثقال طلای 18 عيار:263720
قيمت هر گرم طلای 18 عيار:57230
قيمت هر مثقال طلای 19 عيار:277790
قيمت هر گرم طلای 19 عيار:60390
قيمت هر مثقال طلای 20 عيار:292910
قيمت هر گرم طلای 20 عيار:63680
قيمت هر مثقال طلای 21 عيار:307680
قيمت هر گرم طلای 21 عيار:66890
قيمت هر مثقال طلای 22 عيار:322090
قيمت هر گرم طلای 22 عيار:70020
قيمت هر مثقال طلای 24 عيار:351630
قيمت هر گرم طلای 24 عيار:76440

پيش بيني قيمت سکه (تومان)-ساعت به روز رسانی:17:26:26
تمام سکه بهار آزادی طرح قديم:635000
تمام سکه بهار آزادی طرح جديد:613000
نيم سکه بهار آزادی : 295000
ربع سکه بهار آزادی :152000

قيمت فروش سکه در بازار ايران(تومان)-ساعت به روز رسانی: 17:02 شنبه 10/10/90
تمام سکه بهار آزادی طرح قديم:635000
تمام سکه بهار آزادی طرح جديد:613000
نيم سکه بهار آزادی :295000
ربع سکه بهار آزادی :152000
سکه يک گرمی :78000

قيمت فروش سکه در بانک(تومان)-ساعت به روز رسانی: 17:05 شنبه 10/10/90
تمام سکه بهار آزادی طرح جديد:612000
نيم سکه بهار آزادی :292500
ربع سکه بهار آزادی :150500
سکه گرمی :0

نرخ جهانی کالاهای اساسی(دلار)-ساعت به روز رسانی:17:26:26
قيمت پلاتين:1394.74
قيمت نقره:27.71
قيمت مس:7535.86
قيمت پالاديوم:652.24
قيمت گندم:652.5
قيمت سويا:1211.75
قيمت ذرت:646.5
قيمت قهوه:226.54
قيمت شكر:23.25
قيمت الوار:246.89
قيمت بنزين:266.01
قيمت گاز طبيعی:2.97
قيمت نفت خام:98.93


نرخ جهانی شاخص بازارها(دلار)-ساعت به روز رسانی:17:26:26
قيمت Nikkei:8425
قيمت S&P500:1251.5
قيمت NASDAQ:2271.75
قيمت Dow Jones:12143
قيمت DAX:5894
قيمت CAC:3154.5

نرخ جهانی فلزات(دلار)-ساعت به روز رسانی:09:18 شنبه 10/10/90
قيمت سرب:1944.5
قيمت روی:1797
قيمت آلومينيم :1975
قيمت قلع:18700
قيمت نيکل:17950
قيمت فولاد:555

نسبت ارز ها در بازار جهانی-ساعت به روز رسانی:17:26:26
يورو به دلار:EURUSD1.2941
پوندبه دلار:GBPUSD1.5534
دلار استراليابه دلار:AUDUSD1.022
دلار نيوزيلندبه دلار:NZDUSD0.7777
دلار به دلار کانادا:USDCAD1.0192
دلار به فرانک سوئيس:USDCHF0.9384
دلار به ين ژاپن:USDJPY76.94
دلار به يوان چين:USDRMB6.3216
دلار به روپيه هند:USDINR53.01
دلار به دلار سنگاپور:USDSGD1.2969
دلار به دلار هنگ کنگ:USDHKD7.7661
دلار به کرون نروژ:USDNOK5.9779
دلار به کرون سوئد:USDSEK6.8806
دلار به کرون دانمارک:USDDKK5.7424
دلار به رند آفريقای جنوبی:USDZAR8.0704
دلار به پزوی مکزيک: USDMXN13.9555
دلار به لير تركيه: USDTRY1.8929
پوند به ين ژاپن:GBPJPY119.54
يورو به ين ژاپن:EURJPY99.59
دلار استراليابه ين:AUDJPY78.62
يورو به فرانک سوئيس:EURCHF1.2146
دلار کانادا به ين ژاپن:CADJPY75.45
پوند به فرانک سوئيس:GBPCHF1.458
فرانک سوئيس به ين ژاپن:CHFJPY81.95
يورو به پوند:EURGBP0.8329
دلار به رينگيت مالزی:
USDMYR3.169
دلار به دينار عراق:
USDIQD1169.5
دلار به درهم امارات:
USDAED3.67305

قيمت ارز در بازار ايران(تومان) ساعت به روز رسانی: 17:08 شنبه 10/10/90
ارزخريد فروش
دلار آمريکا1535 1555
دلار کانادا1510 1540
يورو1970 2000
پوند انگلستان2410 2450
دلار استراليا1555 1585
فرانک سوئيس1570 1610
کورون سوئد212 222
کورون نروژ245 255
کورون دانمارک252 262
يکصد ين ژاپن1870 1920
دلار هنگ کنگ175 195
رینگیت مالزي 475 505
لير ترکيه785 810
ريال عربستان392 400
دينار کويت4600 5200
درهم امارات412 423
هزاردينار عراق1220 1350
يوان چين220 240
روپيه هند27 30
بات تايلند44 51
افغانی افغانستان24 29
درام ارمنستان3.2 4.2
ليره سوريه21 27
روپیه پاکستان11 16.5
منات آذربايجان1650 1750

قيمت ارز در بانک (ريال) ساعت به روز رسانی: 09:40 شنبه 10/10/90
ارزخريد فروش
دلار آمريکا11144 11179
دلار استراليا11406 11445
دلار کانادا10933 10970
يورو14435 14485
پوند انگليس17340 17400
فرانک سوئيس11903 11947
يکصد ين ژاپن14507 14553
دينار بحرين29614 29711
درهم امارات3038 3048
ريال عربستان2978 2988
دينار کويت40073 40207
کورون سوئد1623 1629
کورون نروژ1867 1874
کورون دانمارک1947 1954
دلار هنگ کنگ1438 1443
ريال عمان28996 29091
روبل روسيه347 355
ريال قطر3067 3077
هزاروون کره جنوبی9631 9665
ليرترکيه5923 5946

اسلام به سبک مدرن!البته اصلش هم همینه فقط قدیم شمشیر داشتند و زنده به گور میکردند و قتل عام.الان بمب دارن و قتل عام .....

استفاده از کودکان در بمبگذاری های انتحاری در افغانستان


عکس از: VOA

در افغانستان شورشيان در مقابله با نيروهای افغان و ائتلاف دائما تاکتيک های جنگی خود را تغيير می دهند. بورکا می پوشند. بمب را در عمامه خود پنهان می کنند و بويژه از کودکان در بمبگذاری های انتحاری، استفاده می کنند.
علی احمد يک پسر ۱۳ ساله پاکستانی که در افغانستان شيوه های جنگ آموخته است، می گويد: به من ياد دادند چطور از تفنگ استفاده کنم، چطور با فشار دادن يک دکمه، حمله انتحاری بکنم. اول گفتند به من پول می دهند.
علی، پدر و مادر خود را از دست داده و او و برادر کوچکش با عمويشان در بلوچستان پاکستان زندگی می کردند. سه ماه قبل او از خانه فرار کرد.
اين پسربچه ۱۳ ساله می گويد: سه نفر را در نزديکی مرز ديدم و از آن ها خواستم به من کار بدهند. آن ها من را گرفتند و چشم ها و دست و پايم را بستند و به يک مرکز آموزشی بردند. بيست روز به من آموزش دادند.
پس از آموزش از علی خواسته شد با بستن بمب به خودش به يک پايگاه ايالات متحده در افغانستان حمله کند.
علی احمد می گويد: به من گفتند اگر حمله انتحاری بکنم به بهشت ميروم، حتی اگر فقط يک آمريکايی کشته شود. از آنها پرسيدم که خودم هم کشته می شوم؟ آنها گفتند روحم آرامش پيدا خواهد کرد.
علی می گويد او قصد فرار داشت اما چند شهروند افغان که حرکات او را مشکوک ديدند او را به مقام های امنيتی تحويل دادند.
مقام های قندهار می گويند شورشيان اخيرا تلاش می کنند با سربازان مقابله رو در رو نکنند و از کودکان برای حمله های انتحاری استفاده کنند.
ژنرال عبدل رازق، فرمانده پليس قندهار، می گويد: استفاده از کودکان تاکتيک جديد دشمن است. به بچه ها ۵۰ تا ۱۰۰ افغانی داده می شود و آنها نمی دانند چه چيزی را حمل می کنند و انفجار بمب هم از راه دور انجام می شود. به بچه ها می گويند زنده می مانند. آنها بچه هستند و باور می کنند. ولی آنهايی که بزرگترند ديگر نمی خواهند اين کار را انجام بدهند.
طالبان افغانستان ادعا می کند از کودکان در بمبگذاری استفاده نمی کند.
علی در بازداشت است و مقام های امنيتی نمی دانند با او چه کنند. او خانواده ای ندارد و هيچ پناهگاهی نيز حاضر نيست او را بپذيرد.علی می گويد می خواهد درس بخواند و بازی کند مانند پسربچه های هم سالش.

آمريکا سیستم دفاع موشکی به امارات متحده عربی می فروشد

FILE**In this June 25, 2008 file photo provided by Lockheed Martin shows the Terminal High Altitude Area Defense system, or THAAD missile

آمريکا و امارات متحده عربی قراردادی را برای ايجاد سیستم دفاع موشکی در آن کشور خلیج فارس، امضا کردند.
پنتاگون روز جمعه در بیانیه ای اعلام کرد، لاکهید مارتین، پیمانکار تکنولوژی دفاعی، قراردادی را به ارزش نزدیک به ٢ میلیارد دلار برای تامین تجهیزات و خدمات، با امارات متحده عربی، به امضاء رسانده است.
اين معامله شرکت لاکهید را متعهد می کند که به امارات متحده دو ترمینال ارتفاع بلند سیستم های دفاع موشکی به همراه تجهیزات لجستيکی برای رادار، سکوی پرتاب و سيستم های بازدارنده، تحويل دهد.
دولت اوباما ارتقا سیستم دفاع موشکی را به عنوان بخشی از تلاش های خود برای تقويت قدرت دفاعی متحدان آمريکا در خاورمیانه با هدف خنثی کردن زرادخانه در حال گسترش موشک های بالستیک ایران، انجام می دهد.
تنش ها در این هفته در منطقه خليج فارس بالا گرفت. جمهوری اسلامی تهديد کرد که ترافیک تنگه هرمز را در صورت اعمال تحريم نفتی دولت اوباما، مختل خواهد کرد. تنگه هرمز يک شاهراه کلیدی حمل و نقل نفت و گاز است.
اعلام پروژه ئی ای يو* به دنبال خبر روز پنجشنبه در مورد فروش ۸۴ جت جنگنده به قيمت ۳۰ ميليارد دلار به عربستان سعودی - متحد دیگر آمريکا در منطقه خليج فارس – منتشر شد.
در سپتامبر ٢۰۱۰ نيز ایالات متحده با فروش بیش از ٢۰۰ موشک پاتریوت به کویت به ارزش ۹۰۰ میلیون دلار، موافقت کرد.
ایران یک موشک دوربرد را در رزمایش دریایی خلیج فارس که مدت يک هفته است ادامه دارد، آزمایش کرد. خبرگزاری فارس به نقل از دریادار محمود موسوی گزارش داد که نیروی دریایی جمهوری اسلامی انواع موشک ها را آزمایش خواهد کرد و موشک دوربرد تحت آزمايش در روز شنبه، یکی از آنها می باشد.
جمهوری اسلامی ايران پیش از این اعلام کرد موشک شهاب۳ قادر است اسراییل و پایگاه های نظامی آمریکا را در خاورمیانه، مورد هدف قرار دهد.

۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

همايش نظامی مشترک آمريکا و اسراييل



ايالات متحده و اسراييل در حال برنامه ريزی يک همايش نظامی مشترک هستند که در سال ٢۰۱٢ با تمرکز بر دفاع موشکی انجام خواهد شد. اين اقدام در حالی صورت می گيرد که به گزارش رسانه های اسراييل دولت آن کشور حمله به تاسيسات اتمی ايران را بررسی می کند. حمله ای که ايران اعلام کرده در صورت انجام، به آن پاسخ خواهد داد.
مرز شمالی اسراييل و حصار شهرها، مزارع آن کشور و بلندی های جولان را از جنوب لبنان، پايگاه حزب الله، و همچنين سوريه، جدا می کند - يعنی از دو متحد ايران.
اسراييل در ماه دسامبر در بلندی های جولان نه تنها به يک تمرين نظامی دست زد بلکه تمرين های اضطراری را به منظور مقابله با حملات موشکی و سلاح های بيولوژيکی به مرحله اجرا گذارد.
اوزی رابين، فرمانده پيشين برنامه دفاع موشکی اسراييل، معتقد است اگر آنگونه که رسانه های اسراييل می گويند اسراييل به تاسيسات اتمی ايران حمله کند، آن کشور بايد آمادگی مقابله با حمله تلافی جويانه ايران را داشته باشد.
فرمانده پيشين برنامه دفاع موشکی اسراييل می افزايد: در مقابل تهديد های هوايی، ما نيروی هوايی بسيار قوی داريم. در مقابل تهديدهای زمينی، ما لشگر زمينی قدرتمندی داريم. برای حملات موشکی، ما هنوز آنقدر آمادگی نداريم.
ايران موشک هايی دارد که می تواند به اسراييل و اروپا برسد و اسراييل نگران از آن است که ايران به سلاح های اتمی، از جمله کلاهک های اتمی نيز مجهز شود.
سوريه و حزب الله، متحدان ايران، نيز هزاران موشک کوتاه برد دارند و اخيرا از لبنان چند موشک به شمال اسراييل، شليک شد. از جنوب در نوار غزه نيز ستيزه گران فلسطينی که توسط ايران حمايت می شوند به خاک اسراييل، شليک می کنند. حملاتی که نشان می دهد اسراييل از شمال و جنوب آسيب پذير است و می تواند در معرض تهديد قرار گيرد.
اوزی رابين با تأکيد بر اينکه تهديد واقعی اين است که ايران به يک قدرت اتمی تبديل شود، می گويد: هدف ايران تسلط بر منطقه است. وقتی قدرت اتمی داشته باشند با آن ها بايد مانند يک قدرت بزرگ رفتار کرد و آن ها از اين قدرت نه تنها عليه اسراييل بلکه جهان و عمدتا غرب استفاده خواهند کرد.
اما مهدی عبدل هادی، تحليلگر فلسطينی، که معتقد است اسراييل در مورد تهديد ايران مبالغه می کند، می گويد: به نظر اعراب و فلسطينيان، ايران قصد ندارد با اسراييل برخورد داشته باشد يا جهان را به چالش کشد. آنها مشکلات داخلی زيادی دارند. ولی اسراييل تهديد ايران را همچنان جدی تلقی می کند بويژه که گزارش های اخير حاکی از آن است که حزب الله بر شمار موشک های خود افزوده است و سازمان اطلاعات اسراييل می گويد حزب الله در استفاده از تسليحات خود ترديد نخواهد کرد.

کلید‌زدن طرح بمباران ایران

دولت اوباما تلاش می‌کند که به طور محرمانه به اسرائيل اطمینان بدهد که در صورتی که برنامهٔ هسته‌ای ایران از بعضی «خط قرمز‌ها» عبور کند، به ایران حملهٔ نظامی خواهد کرد – و در‌‌ همان حال کوشش می‌کند اسرائیلی‌ها را از اقدام یکجانبه منصرف کند. الی لیک* در این خصوص می‌نویسد:
وقتی که لئون پانه‌تا وزیر دفاع اوایل همین ماه اظهار نظر کرد که حملهٔ اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران می‌تواند «خاورمیانه را به درگیری و نزاعی بکشاند که از آن پشیمان خواهیم شد»، اسرائيلی‌ها پشت صحنه بسیار عصبانی شدند.
مایکل اورن، سفیر اسرائيل در واشینگتن، به طور رسمی اعتراضی دیپلماتیک تسلیم دولت آمریکا کرد. و کاخ سفید ناگزیر به موضع‌گیری شد و به اسرائيل اطمینان داد که دولت «خط قرمز‌ها» ی خودش را دارد که ممکن است باعث اقدام نظامی علیه ایران شود و نیازی نیست که اسرائيل دست به اقدام یک‌جانبه بزند.
اظهارات به ظاهر معصومانهٔ پانه‌تا در روز دوم دسامبر اخیر‌ترین ماجرایی بود که در رابطهٔ شکننده‌ای پدید آمد که دولت اوباما کوشش می‌کند با دولت بنیامین نتانیاهو داشته باشد. جمهوری‌خواهان برای به دست آوردن دل اعانه‌دهندگان و رأی‌دهندگان یهودی در انتخابات سال ۲۰۱۲ آمریکا صف کشیده‌اند و اوباما سال انتخاباتی سختی را پیش رو دارد برای این‌که اطمینان حاصل کند که ایران به بمب هسته‌ای در دوران ریاست جمهوری‌ او دست پیدا نکند و در عین حال سعی دارد که اسرائيل را از دست زدن به حمله‌ای بازدارنده علیه ایران، که می‌تواند خاورمیانهٔ هم‌اینک ملتهب را شعله‌ور کند، منصرف کند.
پای بسیار چیز‌ها در میان است و بی‌اعتمادی اسرائيل به رئیس جمهور آمریکا هنوز عاملی است که گره بر گره ماجرا می‌افزاید. در سخنرانی موشه یاعلون، وزیر امور راهبرادی دولت نتانیاهو در شب کریسمس در بیت‌المقدس، این احساسات به صراحت بیان شده‌اند. او در این سخنرانی از عبارات پانه‌تا استفاده کرد تا دربارهٔ تمایل آمریکا به دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران ابراز تردید کند.
یاعلون در گفت‌وگو با آنلگو-لیکود، سازمانی در درون حزب لیکود نتانیاهو که پاسخگوی نیازهای انگلیسی‌زبان‌های بومی است، گفت که راهبرد غرب برای متوقف کردن حرکت ایران به سوی سلاح‌های هسته‌ای باید چهار مؤلفه داشته باشد که آخرین آن‌ها توسل به حملهٔ نظامی است.
یاعلون، در سخنرانی‌ای که نسخه‌ای ضبط‌شده از آن در اختیار دیلی بیست قرار گرفته است، گفت: «مؤلفهٔ چهارم این راهبرد تلفیقی حملهٔ نظامی باورپذیر است. وقتی از رهبران غرب می‌شنویم که می‌گویند «این گزینه‌ای واقعی نیست و هزینهٔ اقدام نظامی بسیار بالاست»، نمی‌توانیم اقدام نظامی را باور کنیم.»
فقدان اعتماد میان رهبران اسرائيل و آمریکایی در مسألهٔ ایران از سال ۲۰۰۹ مایهٔ تنش در روابط آن‌ها بوده است. سه نفر از مقامات نظامی آمریکایی به دیلی بیست گفته‌اند که تحلیل‌گران وابسته به دفتر وزیر دفاع اغلب مشغول بازنگری در ارزیابی‌ها هستند و سعی می‌کنند پیش‌بینی کنند که چه اتفاق‌هایی در ایران ممکن است باعث شود نتانیاهو دستور حملهٔ نظامی به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را بدهد. دولت نتانیاهو به رغم درخواست‌های مکررش از سال ۲۰۰۹، هنوز توافق نکرده است که برای هر گونه اقدام نظامی از آمریکا اجازه بخواهد یا به قدر کافی هشدار پیشاپیش به آمریکا بدهد.
کار حساسِ همسو کردن این دو متحد این ماه شدت گرفت. ایهود باراک وزیر دفاع اسرائيل هفتهٔ گذشت برای بررسی مسألهٔ ایران به واشینگتن سفر کرد و وندی شرمن، معاون وزیر امور سیاسی و مشاور کنترل تسلیحات هیلاری کلینتون، رابرت آینهورن نیز هفتهٔ گذشته برای بررسی مسئله ایران در اسرائيل بودند. پانه‌تا نیز در پاسخ به پرسشی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران لحن‌اش را اصلاح کرده است و هفتهٔ پیش به شبکهٔ خبری سی بی‌اس گفته است که ایالات متحدهٔ آمریکا آمادگی دارد که برای متوقف کردن ایران در مسیر ساختن سلاح هسته‌ای متوسل به زور شود.
این دیپلماسی تازه باعث شکل‌گیری گفت‌وگوهای جدیدی میان آمریکا و اسرائيل شده است که چه چیزی – به زبان دیپلماتیک چه «خط قرمز‌ها» یی - می‌تواند توجیه‌کنندهٔ اقدام بازدارنده علیه تأسیسات هسته‌ای ایران باشد.
ماتیو کرونیگ، که بین جولای ۲۰۱۰ و جولای ۲۰۱۱ مشاور ویژهٔ دفتر وزیر دفاع در امور ایران بوده است به بعضی از این «خطوط قرمز» احتمالی که می‌تواند باعث حملهٔ نظامی به ایران شود، در مقاله‌ای که برای فارین افرز نوشته است، اشاره کرده است. او می‌گوید که در صورتی ایران بازرسان بین‌المللی تسلیحات هسته‌ای را اخراج کند، و شروع به غنی‌سازی ذخیرهٔ اورانیوم‌اش با سطح تسلیحاتی ۹۰ درصد کند یا سانتریفوژهای پیشرفته‌ای در مرکز غنی‌سازی اورانیوم نزدیک قم نصب کند، آمریکا باید به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کند.
کرونیگ در گفت‌وگویی با دیلی بیست هم‌چنین متذکر شده است که ایران در سال ۲۰۰۹ اعلام کرد که قصد دارد ده مرکز جدید غنی‌سازی اورانیوم بسازد: «من شک دارم که آنها واقعاً بخواهند ۱۰ مرکز غنی‌سازی جدید ایجاد کنند ولی تعجب نمی‌کنم اگر ایران به سرعت در تلاش برای ساختن تأسیساتی مخفی برای غنی‌سازی باشد. پیشرفت در تأسیسات جدید عامل مهمی در ارزیابی‌های ما دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران است و همهٔ جنبه‌های سیاست ما را از جمله تصمیم به استفاده از زور را شکل می‌دهد.»
تا همین اخیراً، مقامات فعلی و قبلی دولت اوباما به ندرت دربارهٔ این موضوع به صورت علنی حرف زده‌اند و تنها با ابهام اشاره کرده‌اند که همهٔ گزینه‌ها برای متوقف کردن برنامهٔ هسته‌ای ایران روی میز است. بخشی از دلیل این امر این است که اوباما وقتی به ریاست جمهوری رسید خود را متعهد به پی‌گیری مذاکرات با ایران کرد. وقتی رهیافت دیپلماتیک بی‌اثر ماند، کاخ سفید شروع به وارد کردن فشارهای بین‌المللی و اقتصادی علیه ایران کرد که اغلب با هماهنگی نزدیک با اسرائيل اتفاق افتاده است.
در تمام این مدت، برنامه‌های خرابکاری مخفیانه‌ای مانند فرستادن ویروسی به نام استاکس‌نت که بُردهای منطقی ساخت زیمنس را در تأسیسات سانتریفوژ نظنز در ایران را آلوده کرد، هم‌چنان ادامه داشته‌اند. تخمین‌های جدید آمریکا می‌گوید که استاکس‌نت کار غنی‌سازی اورانیوم ایران را حداکثر یک سال به تعویق انداخته است بر خلاف تخمین‌های اولیه‌ای که می‌گفت آسیب وارد شده بسیار گسترده بوده است.
هفتهٔ گذشته، پانه‌تا در مصاحبه‌اش با سی بی‌ اس گفت که توسعهٔ تسلیحات هسته‌ای ایران یک «خط قرمز» است. مشاوران کاخ سفید اخیراً به طور مشخص‌تر در گفت‌وگوهای خصوصی با متخصصان بیرونی به این مسأله پرداخته‌اند.
پاتریک کلاوسون، مدیر پژوهش مؤسسهٔ سیاست خاور نزدیک واشینگتن می‌گوید: «اگر معلوم شود که ایران دارد مخفیانه کاری می‌کند یا راه‌اش را جدا می‌کند، مشاوران رییس جمهوری به قوت متقاعد هستند که او دستور استفاده از نیروی نظامی را برای متوقف کردن آن خواهد داد» ولی کلاوسون هم‌چنین افزود که «پاسخی که آن‌ها اغلب از متخصصان سیاست خارجی می‌گیرد این است که تردید فراوانی وجود دارد که چنین امری درست باشد نه به این معنا که این‌ها به ما دروغ می‌گونید بلکه مسأله این است که وقتی این موقعیت پیش بیاید واقعاً نمی‌دانیم واکنش رییس جمهور چه خواهد بود.»
مدیر اجرایی مرکز آموزش سیاسی عدم تکثیر [سلاح‌های هسته‌ای] می‌گوید: «شما هیچ وقت پیشنهاد تحریم نفت و عملی کردن آن را نمی‌دهید مگر این‌که در برداشتن قدم بعدی جدی باشید و قدم بعدی دولت به روشنی نوعی اقدام نظامی است و افرادی که دولت را ترک گفته‌اند، مثل دنیس راس، روشن کرده‌اند که این دقیقاً‌‌ همان چیزی است که دولت در نظر دارد».
راس به ایمیل‌ها و تماس‌های تلفنی‌ای که درخواست اظهار نظر داشته‌اند هیچ پاسخی نداده است.
طنز ماجرا این‌جاست که پانه‌تا فردی است که دولت اوباما از او برای گفت‌وگو با اسرائيل استفاده می‌کند. یکی از مقامات بلندپایهٔ دولت گفته است: «پانه‌تا با اسرائيلیی‌ها روراست است و گویا آن‌ها هم قدر این را می‌دانند. اسرائيلی‌ها پانه‌تا را دلالی درست‌کار می‌دانند». به نوعی، شاید به همین دلیل باشد که اظهارات او باعث آزرده شدن فراوان دولت نتانیاهو شده است.
اظهارات دوم دسامبر او، که باعث پیچیده‌تر شدن اوضاع شد، در‌‌ همان وقتی بیان شد که هئیت بلندپایه‌ای از دیپلمات‌ها، افسران نظامی و مقامات امنیتی اسرائيل برای یک جلسهٔ سالانه به نام گفت‌گوی راهبردی در واشینگتن بودند. در این جلسه، طرف اسرائيل روایت تازه‌ای از برنامهٔ هسته‌ای ایران داد و گفت که تلاش‌های ایران برای ساخت رآکتورهای مخفیانه برای تولید سوخت هسته‌ای بسیار جلو‌تر از چیزی هستند که آمریکا علناً گفته است. بعضی از اطلاعات مبتنی بر نمونه‌های خاکی بوده است که از نزدیک مکان‌های مشکوک جمع‌آوری شده‌اند.
بخشی از مسئله‌ای که اکنون بین آمریکا و اسرائيل هست عدم توافق بر سر این اطلاعات است. اسرائيلی‌ها و آمریکایی‌ها هر دو معتقدند که ایران کار تسلیحاتی، یا پژوهش و تست چگونگی انفجار اتمی در یک کلاهک هسته‌ای را، در سال ۲۰۰۳ پس از حملهٔ آمریکا به عراق، به تعلیق در آورده است.
اما اسرائيلی‌ها می‌گویند که ایرانی‌ها این کار را دوباره در سال ۲۰۰۵، به گفتهٔ یاعلون در سخنرانی شب کریسمس‌اش، از سر گرفته‌اند. تخمین‌های سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۱ اطلاعات ملی آمریکا در مورد ایران می‌گویند که کار تسلیحاتی کردن هم‌چنان در حال تعلیق است.
اسرائیلی‌ها همچنین می‌گویند که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اخیراً مدرکی کشف کرده است که برنامه‌های مفصل ایجاد یک «آغازگر نوترونی» را نشان می‌دهد که در میان یک مرکز هسته‌ای می‌نشیند و با مواد منفجرهٔ قوی در یک انفجار هسته‌ای نابود می‌شود و این حاکی از این است که ایران هم‌چنان کار تسلیحاتی هسته‌ای را ادامه می‌دهد. اخیر‌ترین گزارش آژانس که در ماه نوامبر منتشر شد می‌گوید که دولت‌های عضو اطلاعات مشترکی دارند که ادعا می‌کند ایران آزمایش‌های انفجاری مربوط به پژوهش سلاح‌های هسته‌ای انجام داده است.
یکی از مقامات بلندپایهٔ دولت به دیلی بیست گفته است که: «هم آمریکایی‌ها و هم اسرائیلی‌ها موافق هستند که در صورتی که ایران تصمیم به پیشبرد مرحلهٔ تسلیحاتی هسته‌ای داشته باشد، شاید بعضی از کارهای پژوهشی و طراحی ادامه پیدا کنند.»
این عدم توافق اطلاعاتی تا حدودی مهم است چون یکی از عواملی که باعث ترسیم خطوط قرمز در مورد برنامه‌ی هسته‌ای ایران می‌شود این است که چقدر ایران در ساخت تأسیسات مخفی غنی‌سازی خارج از نطنز که بازرسان آژانس هنوز سانتریفوژهای آن را نظارت می‌کنند، پیشرفت کرده است. در سال ۲۰۰۹، دولت اوباما تأسیساتیی را که در دل کوه خارج از شهر مذهبی شیعی قم ایجاد شده بود، افشا کرد. آژانس ایرانی‌ها را به خاطر آشکار نکردن کامل کارشان در قم قبل از این‌که آمریکا آن‌ها را در این موضع قرار بدهد، به شدت سرزنش کرده است.

*الی لیک ستون‌نویس ارشد امنیت ملی نیوزویک و دیلی بیست است. او پیش‌تر دربارهٔ امنیت ملی و اطلاعات برای واشینگتن تایمز مطلب می‌نوشت. لیک هم‌چنین سردبیر «نیو ریپابلیک» از سال ۲۰۰۸ بوده است و دربارهٔ مسایل مربوط به دیپلماسی، اطلاعات و مسایل نظامی برای نیویورک سان مطلب می‌نوشت. او در قاهره زندگی کرده است و به مناطق جنگی سودان، عراق و غزه سفر کرده است. لیک یکی از معدود خبرنگارانی است که گزارش‌هایی دربارهٔ هر سه کشورِ به گفتهٔ بوش «محور شرارت» یعنی عراق، ایران و کرهٔ شمالی نوشته است.

ناجی مسلمانِ یهودیان پاریس

کار خوب و انساندوستانه همیشه زیباست٬حتی اگر از مسلمانی سر بزند٬چون زیبا همیشه زیباست!
کتاب «در سایه شیر» نوشته فریبرز مختاری، داستان عبدالحسین سرداری دیپلمات ایرانی مقیم فرانسه در زمان جنگ جهانی دوم است که هزاران یهودی ایرانی را از دست نازی ها نجات داد.
عبدالحسین سرداری، دیپلمات ایرانی در پاریس، شیندلر مسلمانی بود که جان هزاران یهودی ایرانی را در پاریس در زمان جنگ جهانی دوم نجات داد.
عبدالحسین سرداری، دیپلمات ایرانی که در سال‌های دهه چهل میلادی در پاریس زندگی می‌کرد، به بیش از 2000 ایرانی یهودی کمک کرد که از پاریس بگریزند. اما این خدمت او به یهودیان، تا قبل از انتشار کتاب «در سایه شیر» (نوشته فریبرز مختاری) که اخیرا منتشر شده، ناشناخته مانده بوده است.
بر اساس این کتاب، آقای سرداری، همانند اسکار شیندلر، کارخانه داری که در زمان هولوکاست، جان هزار یهودی را با استخدام آنها در کارخانه هایش نجات داد، یک نجات‌بخش بود.
آقای سرداری، وکیلی کارآزموده و مرد متمولی بود که عاشق یک خواننده اپرای چینی بود و در دورانی که آدولف هیتلر، رسما ایرانِ بی طرف در جنگ جهانی دوم را ملت آریایی و از نظر نژادی متحد آلمانی‌ها می نامید، از قوانین نژادی نازی‌ها (به نفع یهودی های ایرانی) سوءاستفاده کرد.
یهودی‌های ایرانی مقیم پاریس در آن زمان تحت اذیت و آزار بودند و مجبور بودند که روبان زردی را بر سینه بچسبانند و مدارکی را که هویت نژادی شان را نشان دهد، با خود حمل کنند.

اما آقای سرداری با افزایش نفوذ و روابط خود با آلمانی‌ها و مقامات رسمی حکومت ویشی، توانست با استفاده از معافیت قانونی نژادی نازی ها، حداقل 2000 نفر یهودی ایرانی را به این بهانه که آنها خون یهودی اروپایی در رگ‌هایشان نیست، نجات دهد.

ادعای او این بود که علیرغم این واقعیت که برخی ایرانیان، با اینکه هزاران سال آموزه‌های موسی پیامبر را دنبال کردند، هیچ وقت از نژاد یهود نبودند بلکه همیشه ایرانی و کلیمی بودند.
کتاب فریبرز مختاری، همچنین شامل مدارک آرشیوی مربوط به مکاتبات مقامات رسمی نازی با کارشناسان مختلف برای اظهار نظر در مورد این ادعاست.
متخصصان خلوص نژادی آلمان گفته‌اند که تحقیق درباره «تیره ایرانی» که به گفته کتاب آقای مختاری، ابداع آقای سرداری بوده، برای اطمینان حاصل کردن از اینکه پیروان موسی در ایران، یهودی بوده اند یا نه، امری ضروری است.
برگ برنده دیگر آقای سرداری، نوع جدیدی از پاسپورت‌هایی بود که حکومت ایران در سال 1925 صادر کرد و اغلب ایرانی‌های مقیم اروپا فاقد آن بودند. اوراق هویت جدید، باعث شد که مسافرت آنها در اروپا ساده تر شود.
زمانی که روسیه و بریتانیا، در سپتامبر 1941 ایران رااشغال کردند، کار آقای سرداری خطرناک‌تر شد چرا که حکومت تهران بعد از امضاء عهدنامه با متفقین، به او دستور داد که هرچه زودتر به کشور بازگردد.
اما او بدون توجه به این درخواست، با استفاده از پولی که به عنوان ارثیه به او رسیده بود توانست دفتر حقوقی‌اش را بعد از خلع مصونیت سیاسی و حقوق ماهیانه‌اش، بچرخاند.
به نوشته آقای مختاری در کتاب «در سایه شیر»، طبق نامه آدولف آیشمن، از افسران ارشد نازی و مسئول امور یهودیان که در دسامبر 1942 منتشر شد، ادعای آقای سرداری، «یکی از حقه‌های معمول یهودیان و تلاش شان برای استتار» بود.
اما آقای سرداری در نهایت موفق شد در دورانی که ده‌ها هزار یهودی از فرانسه به اردوگاه‌های مرگ فرستاده می‌شدند، به خانواده‌های زیادی کمک کند که از پاریس فرار کنند.
الیان سنهی کهنیم، هفت ساله بود وقتی که با خانواده اش از فرانسه گریخت. آقای سرداری مدارک سفر و پاسپورت های لازم را برای خروج آنها از اروپا گه در ظرف یک ماه انجام شد، فراهم کرد.
این زن 78 ساله که در کالیفرنیا زندگی می‌کند، به بی بی سی گفته است: « من فکر می‌کنم او آن زمان مثل شیندلر بود که به یهودی‌های پاریس کمک می‌کرد.»
خدمات آقای سرداری تا زمانی که زنده بود، اصلا شناخته نشد. خودش هم دنبال این نبود که به خاطر کارهایش از او تقدیر شود تا اینکه در سال 1981 در تنهایی در کرایدون در جنوب لندن درگذشت.
بعد از انقلاب اسلامی، حقوق بازنشستگی دوران سفارتش قطع شد و دارایی‌هایش در تهران ضبط گردید.
در سال 2004، مرکز سیمون ویسنتال در لوس آنجلس، اگرچه خیلی دیر اما به هر حال از خدمات انسان دوستانه سرداری، تقدیر کرد.
فریبرز مختاری گفت که او امیدوار است که این داستان و شهادت بازماندگان این ماجرا، به سوءتفاهم های موجود در مورد ایران و ایرانی‌ها خاتمه دهد و نشان دهنده گرایش آنها به مدارا باشد.
به گفته او، در این ماجرا با یک ایرانی مسلمان مواجه‌ایم که زندگی، دارایی‌ها و حرفه‌اش را به خطر می‌اندازد تا هموطنان ایرانی‌اش را نجات دهد. به گفته او برای آقای سرداری، این موضوع که «من مسلمانم، او یهودی است»، اصلا مطرح نبود.